تبلیغات
. - عاقبت اعتماد به جنس مونث !!!

مرتبه
تاریخ : جمعه 2 تیر 1391

سلام.با عرض پوزش از خواهران عزیز! این متن صرفا یک داستان بامزه است.برداشت بد از آن نکنید...متشکرم

یه روز یه زن و مرد ماشینشون تصادف ناجوری میکنه و هر دو ماشین به شدت داغون میشه، ولی هر دو نفر سالم میمونن.

وقتی که از ماشینشون پیاده میشن و صحنه تصادف رو میبینن، مرد میگه:

- ببین چیکار کردی خانم! ماشینم داغون شده!

- آه چه جالب، شما یه مرد هستید!

مرد با تعجب میگه:

- بله، چطور مگه؟

- چقدر عجیب! همه چیز داغون شده ولی ما دو نفر کاملاً سالم هستیم!

- منظورتون چیه؟

- این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینجوری با هم ملاقات کنیم و آشنا بشیم!

مرد با هیجان زیادی میگه:

- اوه بله، کاملاً موافقم! این حتماً نشونه خوبیه!

زن دوباره نگاهی به ماشین میکنه و میگه:

- یه معجزه دیگه! ماشین من کاملاً داغون شده ولی این بطری مشروب کاملاً سالمه! این یعنی باید این آشنایی رو جشن بگیریم!

- بله بله، حتماً همینطوره! کاملاً موافقم!

زن در بطری رو باز میکنه و به طرف مرد تعارف میکنه، مرد هم بطری رو تا نصف سر میکشه و برمیگردونه به زن.

ولی زن در بطری رو میبنده و دوباره برمیگردونه به مرد! مرد با تعجب میگه:

- مگه شما نمینوشین؟

زن با شیطنت خاصی میگه:

- نه عزیزم، فکر کنم الان بهتره منتظر پلیس باشیم!!




طبقه بندی: یادداشت، 
ارسال توسط سیدعلی
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ